ضرورت استقرار دفتر مدیریت استراتژیک:

کاپلان و نورتون ( 2005)  به ضرورت ایجاد دفتر مدیریت استراتژیک یا The Office of Strategy Management اشاره کردند. آنها در تحقیقات خود به  نتایج تحقیقی که کریس زوک و ایمر آلن بین سالهای 1988 و 1998 بر روی شرکت های بزرگ انجام دادند بودند ، اشاره می کنند که از 1854 شرکت بزرگ ،88 % آنها نتوانسته اند به رشد سود آور دست یابند واین در حالیست که 90% این شرکت ها برنامه های استراتژیک مفصل با اهداف مشخص و بلند پروازانه داشته اند و از طرفی در اجرای استراتژی ها با مشکل رو به رو بوده اند.آنها در این تحقیق  فاصله ی معنادار بزرگی که بین عملکرد واقعی و برنامه های استراتژی وجود دارد را با عدم ارتباط مناسب بین برنامه ریزی استراتژیک سازمان و اجرای اثر بخش استراتژی ها مرتبط یافته اند .

 در تحقیق آنها، مشخص شد که 95% کارمندان شرکت ها از استراتژی های سازمان یا آگاه نیستند یا بطور کامل درک آن را نکرده اند. نتیجه تحقیق 15 ساله آنها بر روی شرکت ها نشان داد که ابزار کارت امتیازی متوازن Balanced Score Card توانسته ارتباط موثری بین برنامه ریزی استراتژیک و اجرای استراتژی برقرار کند،که در این میان برخی موفق تر بوده اند و موفق به حفظ تمرکز استراتژیک در سازمان خود شده اندکه آنها شرکت هایی بوده اند که یک واحد سازمانی برای نظارت بر فعالیت های مرتبط به نام Office of Strategy Management ایجاد کرده اند.

بطور کلی می توان گفت که استقرار این دفتر به منظور افزایش اثربخشی در اقدامات استراتژیک در سازمانهای استراتژی محور ضرورت دارد. از جمله مواردی که در خصوص اثربخشی استراتژی در سازمان باید مورد توجه قرار گیرد می توان موارد ذیل را نام برد:

  • نقطه تمرکز شکست استراتژی در مرحله اجرای استراتژی ها می باشد و این درحالی است که استقرار یک دفتر مدیریت استراتژیک در سازمانها پشتیبان استراتژیها در مرحله اجرا خواهد بود.
  • دفتر مدیریت استراتژیک محوریت سازمان را در حوزه فعالیتهای استراتژی شکل می دهد.
  • این دفتر موجودیتی فراتر از تغییر ساختار است و می تواند عامل موفقیت سازمان به شمار آید و فرا واحدی بوده و به عنوان یک محور کلیه فعالیت های سازمان را هدایت می کند.

حالا سوال اینجاست که تفاوت OSM با واحد برنامه ریزی استراتژیک در کجاست. نورتون و کاپلان در مقاله خود اثبات می کنند که این دو واحد سازمانی کاملا متفاوت هستند. واحد برنامه ریزی استراتژی فرایند های برنامه ریزی را تسهیل می کند و نقش کمرنگی در ارتباط با اجرای استراتژی دارد، در حالیکه OSM کاملا تسهیل گر اجرای یکپارچه استراتژی در سازمان است. که می توان بر خی از آنها را برنامه های توسعه شایستگی کارمندان استقرار سیستم های تشویقی کارمندان ویا توسعه برنامه های عملیاتی واحدهای سازمانی مبتنی بر استراتژیها را نام برد. در عین حال یک دفتر مدیریت پروژه قوی وتوسعه یافته باید به سازمان کمک کند که پروژه ی مناسب با اهداف استراتژیک سازمان انتخاب کند و از طرف دیگر به سازمان کمک کند تا پروژه ها را با موفقیت به انجام برساند.

در زمان استقرار این دفتر نام دقیق آن از اهمیت زیادی برخوردار نبوده بلکه نکته قابل توجه، وجود متولی برای کلیه وظایف موجود در فرآیند مدیریت استراتژیک است.در زمان استقرار این دفتر باید به وجود همسویی همه واحد های سازمان با استراتژیها اطمینان حاصل شود . در زمان استقرار این دفتر نکته قابل تأمل تعیین فلسفه وجودی آن است: اگر فلسفه وجودی این دفتر مشخص نباشد، در اولین زمانی که رکود اقتصادی در سازمان اتفاق می افتد، اولین واحدی که تعطیل می شود، OSM خواهد بود. فلسفه وجودی تشکیل دفتر مدیریت استراتژیک پیاده سازی منظومه جامع مدیریتی است.

وظایف دفتر مدیریت استراتژیک:

از وظایف اصلي دفتر مدیریت استراتژي می توان به موارد زیر اشاره کرد:

تدوین و بازنگري استراتژي: از جمله وظایف اولیه و بديهي دفتر مدیریت استراتژي، توسعه و تدوین استراتژي شرکت و بازنگري بعدي آن است. دفتر مدیریت استراتژي باید مدیران، از آخرین تغییرات موثر بر استراتژي مطلع کرده و تمهیدات لازم را براي بازنگري دوره اي استراتژي با مشارکت مدیران ارشد شرکت فراهم سازد.

مدیریت نقشه استراتژي: دفتر مدیریت استراتژي مالك برنامه استراتژيك شرکت است و در این راستا چند وظیفه دارد. :

  • اطمینان از ترجمه استراتژيهاي به روز شده به اهداف، معیارها، اهداف کمي و اقدامات در قالب نقشه استراتژي و کارت امتیازی متوازن سازمان
  • برگزاري دوره هاي آموزشي با موضوع مدیریت کارت امتيازي متوازن و نقش آفريني به عنوان منبع مرکزي سازمان براي هدایت، آموزش، تربيت و كمك به سایر مدیران واحدها
  • نظارت بر محاسبه شاخص ها، گزارش دهي و کسب اطمینان از صحت آن
  • اطمینان از انجام اقدامهاي استراتژيك و پایش پیشرفت آنها

ایجاد نمودن و مدیریت کارت های امتیازی: اطمینان از اینکه استراتژی به نقشه استراتژی سطح شرکت و کارت امتیازی متوازن سطح شرکت ترجمه می شود.

  • استانداردسازی زبان مشترک و معیارها
  • انتخاب و مدیریت سیستم گزارش گیری از کارت امتیازی متوازن
  • اطمینان از یکپارچگی داده ها در کارت های امتیازی
  • آموزش و مشاوره در ارتباط با کارت امتیازی متوازن به واحدهای کسب و کار

همسوسازي واحدهاي سازمان: از جمله وظایف اصلي دفتر مدیریت استراتژي، توسعه و جاري سازي استراتژي در بدنه سازمان است. مسئولیت های این دفتر در فرایند همسوسازي در زیر فهرست شده است:

  • مرتبط ساختن استراتژي ها و نقشه BSC سازمان به نقشه هاي استراتژي واحدهاي پشتيباني و عملياتي سازمان
  • سازماندهی فرآیند بازنگري و تصویب نقشه هاي استراتژي واحدهاي سازمان توسط و مدیریت ارشد
  • تعریف منابع هم افزایی و اطمینان از به وجود آمدن آن

 ایجاد آگاهي استراتژيك: دفتر مدیریت استراتژي ارتباطات داخلي لازم را براي انتقال پیامهاي استراتژي، نقشه استراتژي، معیارها، اهداف کمي و اقدامات استراتژيك به کارکنان فراهم می کند. براي انجام این مهم دفتر باید اطمینان یابد که آموزش BSC در برنامه هاي آموزشي کارکنان لحاظ شده است.

 مديريت دانش: ایده ها براي بهبود شاخص هاي استراتژيك ممکن است در هر جاي سازمان خلق و در واحدهاي مختلف به کار گرفته شوند. دفتر استراتژی باید در این راستا موارد زیر را تسهیل کند.

  • تعیین و انتقال بهترین تجربه ها در سراسر سازمان
  • كمك به جریان ایده ها بین واحدهاي سازماني و واحدهای کسب و کار

به طور کلی مسئولیت هایی که می توان برای دفتر مدیریت استراتژی متصور بود در محدوده زیر گسترش می یابد:

برنامه ریزی استراتژیک:

  • اداره و هدایت فرآیند
  • یکپارچه نمودن برنامه های بخش های مختلف سازمان (برنامه ریزی برای برنامه های بین وظیفه ای)

کارتهای امتیازی متوازن:

یکپارچه نمودن شاخص ها و داده ها و اطلاعات از کلیه بخش های سازمان

همسویی سازمانی:

  • اطمینان از همسویی تمام اجزای سازمان با استراتژی
  • ایجاد ارتباط بین سطوح کلان با سطح های پائین تر

برنامه  ریزی بودجه:

 ایجاد ارتباط بودجه وظیفه ای و واحدی با استراتژی های بین وظیفه ای

همسویی منابع انسانی:

 اطمینان از همسویی تمام افراد با استراتژی و ایجاد ارتباط ساختار هدف گذاری فردی با استراتژی های بین وظیفه ای.

آگاهی:

برگزاری جلسات توجیهی برای کلیه پرسنل

بازنگریها:

بازنگری و یادگیری استراتژیک

 

 

فعالیتهای کلیدی دفتر مدیریت استراتژیک  را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

  • هدایت اقدامات
  • تعامل با ذینفعان کلیدی
  • مالک فرآیند حاکمیتی
  • درک و ارائه راه حل های کلیدی
  • نظارت و تأیید کمیته های مضامین استراتژی
  • تأیید تغییرات مرتبط با مضامین استراتژیک

 

موانع تشکیل دفتر مدیریت استراتژیک در سازمانها

آنچه سازمانها را از اجراي موفقيت آميز استراتژيهايشان باز ميدارد، به صورت زير دسته بندي ميشوند:

مانع مدیریتی: تمرکز روی استراتژی، مستلزم این است که مدیران ارشد وقت خود را به جاي امور جاري صرف پيگيري استراتژيها كنند. اما 85 درصد مديران ارشد، كمتر از 1ساعت در ماه را به بحث  پيرامون استراتژي اختصاص ميدهند

 مانع مربوط به تخصيص منابع: 60 درصد سازمانها به دليل ضعف در نگرش سيستمي، بودجه خود را بهاستراتژيهامتصل نميكنند و عمده بودجه، صرف مسايل جاري و غيربرنامهاي ميشود.

منابع انساني: اکثر سیستمهای جبران خدمت، پاداشها را بابت تحقق اهداف مالی کوتاه مدت پرداخت ميكنند، نه به اجرای پروژه هاي حاصل از برنامه ريزي استراتژيك و فقط 25 درصد كاركنان منافع خود را در پيوند با استراتژي مي‌يابند. از سوي ديگر عدم مشاركت كاركنان در تدوين استراتژي، موجب عدم احساس تعهد آنها به اجرا ميشود.

مانع مربوط به چشم انداز: به دليل ضعف دراطلاع رساني و رهبري موثر، فقط 5 درصد نيروي كار، استراتژي را مي فهمند. (آر.نیون ،1386)

به دلايل فوق ميتوان فقدان نظام مديريت طرحهاي استراتژيك و كامل نديدن حلقه تحول در سازمانهاي ايراني را نيز اضافه نمود. در این بین  از میان علت های مختلف مقاومت و مخالفت در برابر تشکیل دفتر مدیریت استراتژیک در سازمانها نیز  که نیاز به مدیریت تغییر را ایجاد می کنند به موارد حائز اهمیت زیر اشاره نمود:

  • عدم آگاهی از فلسفه  دفتر مدیریت استراتژیک
  • عدم اعتقاد به مفید بودن دفتر مدیریت استراتژیک
  • باور مضر بودن دفتر مدیریت استراتژیک
  • تعصب بر روی مستقر شدن دفتر مدیریت استراتژی در یک مدیریت خاص

عوامل موفقیت دفتر مدیریت استراتژیک در سازمانها

با توجه به آنچه گفته شد، تدوين و پياده سازي موفق استراتژيها مستلزم موارد زير است:

الف- ايجاد احساس ضرورت و آمادگي براي تدوين و پياده سازي برنامه استراتژيك

 ب- به كارگيري متدولوژيهاي مناسب و اثربخش براي انتخاب كار درست و اجراي صحيح آن در مدت زمان مناسب

ج- كامل ديدن حلقه تحول استراتژيك و به كارگيري راهكارهاي اثربخش به منظور رفع موانع تدوين و پياده سازي

در همین راستا  و با توجه به مواردی که در بالا به آنها اشاره شده عوامل موفقیت در دفتر مدیریت استراتژیک در سازمانها مستلزم انجام صحیح موارد زیر است:

1-    الگوبرداری از بهترین تجارب در راه اندازی این واحد مانند (شرکت های GTE، SMDS، Simens، Unibanco، Pliva، Power، (Skanddia

2-    تفکیک وظیفه تدوین استراتژی از وظیفه اجرای استراتژی

3-    داشتن سطح بلوغ کافی در حوزه برنامه ریزی استراتژیک

4-    اولویت بندی صحیح وظایف واحد و یا دفتر مدیریت استراتژیک

5-    تکمیل پروفایل شایستگی تیم مدیریت استراتژی

اعضای تیم دفتر مدیریت استراتژیک:

بديهي است پايش استراتژي توسط دفتر مديريت استراتژي به اين معنا نيست كه تمامي فعاليت‌هاي مرتبط با جمع‌آوري اطلاعات، محاسبه شاخص‌ها و در دفتر مديريت استراتژي انجام مي‌گيرد. براي اين منظور بايد ساختاري ايجاد شود و دفتر مديريت استراتژي با فراهم آوردن كمك و راهنمايي لازم زمينه كاركرد مناسب اين ساختار را ايجاد كند. ساختار مناسب براي پايش و بازنگري استراتژي استفاده از كميته‌هاي تخصصي است. توجه به اين نكته ضروري است كه با توجه به تعدد كميته‌ها در بيشتر شركت‌ها، به منظور پرهيز از تشكيل كميته‌هاي موازي لازم است كميته‌هاي موجود مورد بازبيني قرار گرفته و با واگذاري وظايفي كه در ادامه مي‌آيد به كميته‌هاي موجود از تشكيل كميته‌هاي جديد پرهيز كرد. علاوه بر اين، بازبيني كميته‌هاي موجود به حذف كميته‌هاي غيرضروري و ناموثر نيز كمك مي‌كند. ذكر اين نكته ضروري است كه در ابتدا نيازي به تشكيل دفتر مديريت استراتژي در نمودار سازماني نيست. آنچه اهميت دارد انجام وظايف آن در بخشي از سازمان به صورت منسجم است.نيروي انساني ارزنده‌ترين و اصلي‌ترين عامل در توليد ، رشد و شكوفايي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و خدماتي هر كشور است و به هر ميزان شمار انسان هاي فرهيخته، متعهد و متخصص در جامعه فزوني گيرد به همان ميزان امكان بالندگي و سبقت‌گيري آن جامعه در عرصه جهاني بيشتر فراهم مي‌گردد.

هيچ سازماني بدون داشتن نيروي انساني متخصص، ماهر و كارآفرين نمي‌تواند براي مدت طولاني به حيات خود ادامه دهد. به خصوص در شرايط كنوني جهان كه روند رشد علمي و فني سرعت خيره‌كننده‌اي يافته است و اغلب كشورهاي موفق سعي دارند با جذب مشتريان بيشتر و عرضه خدمات با كيفيت و كميت بالاتر در ميدان رقابت، گوي سبقت را از ديگران بربايند. تیم مدیریت استراتژیک در سازمانها، باید شامل تخصصهای ذیل باشد:

  • کارشناس مدیریت استراتژیک
  • کارشناس ارشد کنترل پروژه
  • کارشناس مدیریت استراتژیک منابع انسانی
  • کارشناس روابط عمومی استراتژی
  • مسئول دفتر مدیر استراتژی

رئیس دفتر مدیریت استراتژیک باید دارای صلاحیت هایی باشد تا بتوان اجرای اهداف و وظایف این دفتر را تضمین نمود از جمله این صلاحیتها می توان موارد زیر را نام برد:

  • آگاهی داشتن از استراتژی های ورود به بازار، بنگاه، کسب و کارهای جدید، خرید و ادغام شرکتها، مشارکت در رئوس بالای شرکت، تهیه بودجه، تحلیل محیط رقابتی، استراتژی مالی، تکنولوژی، بازار
  • سابقه کاردر زمینه مالی، مدیریت، عملیات، بازاریابی و فروش، منابع انسانی

بطور کلی سازمان اجرایی دفتر مدیریت استراتژیک را در قالب نمودار زیر می توان بیان کرد:

 

وظایف هر یک از بخشهای دفتر مدیریت استراتژیک به شرح زیر می توان برشمرد:

مدیریت دفتر استراتژیک:

  • هدایت اقدامات
  • تعامل با ذیفعان
  • مالک فرایند حاکمیتی
  • درک و ارائه راه حل های کلیدی
  • نظارت و تائید کمیته های مضامین استراتژیک
  • تائید تغییرات مرتبط به مضامین استراتژیک
  • شناخت نیازهای توسعه ای
  • تعیین بودجه مورد نظر

مسئول استراتژی

  • تعامل با خطوط کسب و کارها و شرکتها
  • ایجاد ارتباط مناسب با تیم مدیریت ارشد سازمان
  • ارائه گزارشات اجرائی
  • مدیریت تحلیلهای انجام شده در خصوص مضامین استراتژیک
  • نظارت بر زمانبندیها و محتوای جلسات و خروجی های حاصل
  • آموزش پرسنل مرتبط
  • شناخت و تعیین زمینه های کلیدی بهبود برای پرسنل

تحلیل کننده

  • ایجاد روابط قوی با اعضای تیم های مضامین استراتژیک
  • پیگیری اقدامات کسب و کارها و شرکتها
  • ایجاد و به روز کردن گزارشات مضامین استراتژیک
  • بررسی گزارشات کسب و کارها و شرکتها
  • ارائه حمایتهای فنی و تخصصی به کسب و کارها و شرکتها
  • انجام تحلیل عملکرد
  • ارائه پشتیبانی های مورد نیاز به مدیر مافوق

متخصص سیستم های اطلاعاتی

  • ارائه آموزشهای مورد نظر در مورد سیستمهای مورد استفاده
  • حمایت تحلیل کننده مضامین استراتژیک در توسعه و بهبود فرایندهای کاری
  • رابط در مسایل عملیاتی و حل مسایل مربوطه
  • رابط با طراح سیستم

متخصص تعالی استراتژیک

  • اداره کننده فعالیتهای تعالی سازمانی در حوزه استراتژیک
  • کمک در مستند سازی
  • ایجاد حمایت و پشتیبانی در برنامه ریزی و اجرای اقدامات و برنامه های تعالی سازمانی
  • ایجاد و نگهداری گزارشات آماری و عملکردی مورد نیاز
  • بررسی و ارائه تجارب برتر
  • همکری در شناخت نیازهای آموزشی

یک مدیر دفتر استراتژیک موفق به کوله باری از تجربه در صنایع مختلف با فرهنگها و موقعیتهای مکانی مختلف نیاز دارد. همچنین باید بکوشد مسائل و مشکلاتی از سازمان را به چالش بکشد که کسی نمی خواهد آن ها را لمس کند و یا سالیان درازی است که به خاک سپرده شده اند پیدا کردن شخصی برای تصدی این کار گرچه مزایای بسیاری دارد، خالی از چالش نمی باشد شخصی با تجربيات و مهارتهای خاص که بتواند استراتژی های سازمان را توسعه داده و آن را به زبان عملیاتی برای افراد سازمان و واحدها ترجمه کرده و تغییر را در سازمان به خوبی هدایت کند. این شخص می تواند از داخل یا خارج از سازمان انتخاب شود

یکی از مهم ترین شرایط موفقیت مدیر دفتر استراتژیک  یک رابطه قوی طولانی مدت و با حس بالایی از اعتماد با مدیریت ارشد سازمان است. علاوه بر آن، نتایج تحقیقات Accenture نشان میدهد که مدیر دفتر استراتژیک  باید قادر باشد خودش را با شرایط زیر تطبیق دهد

1-    فردی چیره دست و ماهر در انجام امور چندوظیفه ای: مطابق با تحقیقات این شخص باید حداقل۱۰ وظیفه و فعالیت را بتواند با هم انجام داده و به راحتی و با سرعت از محیط و فعالیتی به محیط و فعالیت دیگر تغییر جهت دهد.

2-    همه فن حریف: تحقيقات نشان می دهد کمتر از یک پنجم این افراد کار خود را از برنامه ریزی استراتژیک شروع کرده اند . بیشتر آنها قبل از آن تجربیات مفیدی در زمینه تکنولوژی ، فعالیت های عملیاتی، بازار و ... داشته اند

3-      بیشتر این افراد در شغل های قبلی خود به نتایج خیره کننده ای دست یافته اند

4-     عمل کننده هستند نه فقط متفكر: یعنی استراتژی را در عمل اجرا کرده و توسعه می دهند

5-     قابلیت هدایت موضوعات بلندمدت و کوتاه مدت را با هم و در راستای هم دارند

6-     تاثیرگذار هستند نه دیکتاتور: بدین مضمون که کار خود را با استفاده از دانش بالا و عميق وهمچنین ارتباطات تاثیرگذار پیش می برند

7-     با شرایط پیچیده و مبهم به راحتی کنار می آینده کار کردن در این نقش نیاز به داشتن قابلیت رویارویی خارق العاده در برابر شرایط مبهم و آینده نامطمئن دارد

8-     هدف گرا بوده و تحت تاثیر افراد و شرایط احساسی قرار نمی گیرند

مارتا لاگاس طی مصاحبه ای که در سال ۲۰۰۶ با نورتون و کاپلان داشته استه مهارتها و تجربیات مورد نیاز این نقش را مهارتهای ارتباطی، ایفای نقش مربی، تسهیل کننده و هماهنگ کننده فعالیتهای ،تجربه مدیریت پروژه و تجربه عملیاتی می داند

یک شرکت مشاوره در زمینه تکنولوژی اطلاعات حوزه خلیج فارس، به داشتن مدرک در MBA یا کارشناسی ارشد مدیریت با گرایش استراتژی و همچنین داشتن حداقل ۵ سال سابقه کار در زمینه تدوین و اجرای استراتژیهای کسب و کار، اشاره می کند.

دانشکده عمومی دنور[1] مهارت های مورد نیاز برای ایفای این نقش را به صورت زیر پیشنهاد می دهد:

  • قابلیت اداره کردن سازمان و مجموعه پیچیده ای از فعالیتها در جهت رسیدن به اهداف سازمانی و حمایت از چشم انداز شرکت
  • خلاقیت و ابتکار، همچنین قابلیت فرموله کردن استراتژی ها در جهت رسیدن به اهداف و سپس تهیه برنامه های عملیاتی مناسب برای اجرای آنها
  • مهارتهای حل مساله و تفکر و تصمیم گیری در شرایط بحران
  • مهارت و دانش در مدیریت پروژه امور فنی تکنولوژیک، مالی، بازاریابی و تغییر سازمانی
  • مهارت قوی در تجزیه و تحلیل های کمی و کیفی
  • مهارت های بین فردی و ارتباطی و قابلیت انجام کار با دیگران و کارهای تیمی
  • استعداد اثرگذاری و رهبری
  • به بیش از ده سال سابقه کار در زمینه مرتبط

موسسه مالی اعتباری Executive Solution داشتن مدرک کارشناسی ارشد در مدیریت بازرگانی، استراتژی یا مالی را برای این نقش مناسب میداند همچنین داشتن بیش از ده سال سابقه کار مرتبط و موثر و مجموعه وسیعی از دانش مدیریت شامل مباحث استراتژیک، تخصیص منابع، هماهنگی نیروی انسانی، تکنیکهای رهبری و بیش از پنج سال تجربه در مدیریت افراد و تیم ها، هدفگذاری کسب و کار، برنامه ریزی منابع و مدیریت عملکرد کارکنان.

مرکز خدمات انرژی آستين، مدرک MBA و بیش از ۱۰ سال تجربه در زمینه های مرتبط و نیز بطور خلاصه داشتن مهارت، دانش و قابلیتهای زیر را برای یک مدیر دفتر استراتژی ضروری می داند:

  • دانش در زمینه سرپرستی و مدیریت بودجه بندی قوانین مالی بين المللی، بازار و دانش تخصصی آن صنعت
  • مهارت در حل تعارضها، مسائل و موقعیتهای پیچیده تحمل شرایط ابهام و ریسک مهارت در ارتباطات نوشتاری و گفتاری، اداره و انجام چند وظیفه با هم و اولویت بندی آنها و نیز استفاده از کامپیوتر و نرم افزارهای مربوطه
  • قابلیت تطبیق با تغییر اولویتها و تصمیمانه تشخیص سریع و تحلیل وقایع غیرمترقبه یا غیرمعمول و قابلیت کار با پرسنل

و در آخر تورتون وكاپالان در آخرین کتاب خود Execution Premium قابلیت ها و شرایط مناسب برای ایفای این نقش را به صورت زیر بیان می کنند:

  • دانش خوب در مورد کسب و کار
  • قابلیت تفکر مفهومی، سیستمی و استراتژیک
  • روابط عمومی خووب و مهارت در تاثیرگذاری
  • داشتن اطلاعات لازم در زمینه مدیریت پروژه
  • خودانگیخته
  • قابلیت تقسیم بندی و اولویت گذاری در اجرای
  • توانایی جذب مدیران اجرایی
  • نگرش های کارآفرینانه
  • قابلیت دیدن یک تصویر بزرگی از سازمان
  • پروژه های تیمی و تفویض آنها

 

منابع:

  • آر. نيون پل، (1386)، ارزيابي متوازن -گام به گام راهنماي طراحي و پيادهسازي«، مترجمان: بختياري پرويز، اله قلي صنم، خزاعي آناهيتا، مشايخي شيما، چاپ اول، تهران؛ انتشارات سازمان مديريت صنعتي
  • اسکات سینتیا و دنیس ژافه، تواناسازی کارکنان، مترجم مهدی ایران نژاد پاریزی، موسسه تحقیقات آموزش مدیریت.
  • كاپالن رابرت، نورتون ديويد،(1388)، دستاورد اجرا: متصل كردن استراتژي به عمليات براي دستيابي به مزيت رقابتي«، مترجم: عاطفي محمدرضا، چاپ اول، تهران؛ انتشارات گروه ناب
  • بزاز جزایری سید احمد، (1381)،کاربست رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی، جامعه کیفیت ایران
  • بلانچارد کنت، جان کارلوس و آلن راندولف، تواناسازی کارکنان، توجه مهدی ایران نژاد پاریزی.
  • کرینر استوارت، (1381)،دیدگاههای کلیدی مدیریت ترجمه محمد علی حسین نژاد، ناشر دفتر پژوهشهای فرهنگی
  • صيدفروش الهيجي، نسيم، (1389)، نظام مديريت پروژه در سازمانها«، نشريه عصر مديريت، شماره 14 و 1 عبدالهی، بیژن و نوه ابراهیم، عبدالرحیم ( 1385 ): توانمند سازی کارکنان کلید طلائی مدیریت منابع انسانی، تهران : ویرایش
  • رمز دن پال ( 1997 ) یادگیری رهبری در آموزش عالی ( ترجمه عبدالرحیم نوه ابراهیم و همکاران ) دامغان : دانشگاه علوم پایه دامغان و موسسه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، 1380
    • Tabrizi, Behnam,(2007) Rapid Transformation: A 90-day plan for fast and Effective change, Harvard Business School Press, Frist Edition.
    • Robert S. Kaplan, David P. Norton ,(2006) Alignment (using the balance scorecard to create corporate synergies), Harvard business school publishing corporation
    • Robert S. Kaplan, (2010) leading change with the Strategy Execution System Balanced Scorecard Report Nov-Dec
    • Robert S. Kaplan, David P. Norton, (2005) Creating the office of strategy management. Balanced Scorecard collaborative


[1] Denver Public School (DPS)